ناشناختهاي از آمريكاي شمالي، رسيد. اين قديميترين اكتشاف دنياي جديد است كه ثبت شده.
چي -- يه براي به دست آوردن كتابها و يادبودهاي بودايي به هند سفر كرد و شرحي در باب سفر خود نوشت. يائو -- شيه توصيف جغرافيايي و آماري چين را نوشت، كه قديميترين اثر مهم موجود در نوع خودش است.
8. طب اسلامي، ايراني، يهودي، بيزانسي، و ژاپني. عنوان فرعي اين فقره اندكي گمراه كننده است.
چون ذكر مليتهاي متعدد موجب پوشيده ماندن اين مطلب ميشود كه تمام كارهاي مهم فقط به وسيلهٴ مسلمانان انجام گرفته است.
پزشكان مسلمان چندان زياد بودند كه لازم است آنان را به گروههايي تقسيم كنم، و مناسبترين تقسيم در اين زمان، تقسيم منطقهاي است. از اين رو به ترتيب از پزشكاني سخن خواهم گفت كه در خلافت شرقي (با در نظر گرفتن جاي جداگانهاي براي يكي از آنان كه به زبان فارسي مينوشت)، در مصر، در اسپانيا، و در آفريقاي شمالي برآمدند.
گروه اول بيش از همه بودند، هم چنان كه ميتوان انتظار داشت. احمد طبري رسالهاي نوشت موسوم به المعالجات البقراطيه. علي بن عباس (كه اندكي بعد برآمد) از بزرگترين پزشكان اسلام بود. او دايرةالمعارفي در طب تأليف كرد به نام الكتاب المَلِكي كه ارزش فراواني داشت، ولي تحتالشعاع قانون ابنسينا قرار گرفت. اين كتاب حاوي تعدادي مشاهدات باليني بسيار اصيل است. در 979 تحت حمايت عضدالدوله بيمارستان تازهاي در بغداد تأسيس شد. حسين بن ابراهيم ترجمهٴ عربي كتاب ديوسكوريدس را اصلاح كرد. ابوسهل مسيحي، كه هم چنان كه از نامش پيداست مسيحي بود، چندين كتاب طبي نوشت. او با قُمْري در اين افتخار سهيم است كه از معلمان ابنسينا رئيس الاطباي قرون وسطي بود. حتي ممكن است يكي از رسالههاي ابوسهل موجب شده فكر تأليف قانون در ابنسينا به وجود آيد.
توجه كنيد كه همهٴ ايرانيان ايراني بودند، ولي تا آنجا كه ميدانيم همهشان به زبان عربي مينوشتند. ايراني ديگري به نام ابومنصور موفق درصدد تدوين رسالهٴ طبي بزرگي به زبان فارسي برآمد. اين رساله در باب ادويهٴ مفرده و حاوي خلاصهاي كلي از داروشناسي نظري است.
ارزش ذاتي آن فراوان است، ولي در عين حال ارزش ضمني معتنابهي هم دارد، چون قديميترين اثر منثور به زبان فارسي جديد است.
دو پزشك برجستهٴ اين عصر، يعني تميمي و بَلَدي در مصر برآمدند. اولي بيشتر به خاطر دستور پزشكياش، به نام
المرشد، معروف است؛ دومي رسالهاي در بارهٴ بهداشتِ دوران بارداري و بچهداري نوشت.
فعاليت طبي در اسپانياي مسلمان در همان سطحي بود كه در خلافت شرقي ملاحظه كرديم، حتي از برخي جهات برتر بود. با اين حال يكي از برجستهترين پزشكان اسپانيا، يعني حسداي